انتخاب براي Homepage اضافه کردن به Favorites
 

صفحه اصلي ::  آخرين مطلب :: عضويت در سايت  ::  تماس با ما :: ارسال مطلب :: جستجوي پيشرفته

تبلیغات
Calender

«    فروردين 2009    »
يدسچپجش
 
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
31
 
عضویت سریع
نام کاربري:
کلمه عبور:

تکرار کلمه عبور:

ايميل:

کد امنيتي:
کد:



Top Atricles
» کمک کنید !!
» Fail- Fail - Fail
» خنده دار + جالب
» تصاویر زیبا و جدیدی از گلشیفته فراهانی
» هدیه تهرانی
» Katy Perry
» تصاویر زیبایی از تکنولوژی و حج 2008 - از دست ندین
» آنجلینا جولی با حجاب اسلامی در کشورهای مسلمان!
» نامردی و هيزی
» دروس مدیریتی - ارزیابی خود
گل چین

مصاحبه و عکس از ماشا الیلیکینا مانکن روسی که مسلمان شد

ماشا الیلیکینا مانکن روسی

کارلا برونی

کارلا برونی

Katy perry

کتی پری

Angelina Jolie

آنجلینا جولی

سینما، بازیگران، خوانندگان

بریتنی اسپیرز و پسرانش

توماس باتی مردی که باردار شد

کاملترین مجموعه عکس از توماس باتی مردی که باردار شد.

دنیای خنده

لینکستان
» قطار وبگردی
» دفیناتوریا
» آی طنز
» وب 2 - حسین مزیدی
» تاپ و توپ
» oldestfashion
 
   تبلیغات
قال الامام الصادق (عليه السلام) من سره ان يكون على موائد النور يوم القيامة فليكن من زوار الحسين بن على (عليهما السلام) امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السلام) باشد.وسائل الشيعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.

 
 

 رسیدن به کمال
  Category: خبر » سرگرمی و اطلاع رسانی


رسیدن به کمال

در نیویورک، بروکلین، مدرسه ای هست که مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی است. در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی کرد که هرگز برای شنوندگان آن فراموش نمی شود... او با گریه فریاد زد:
کمال در بچه من "شایا" کجاست؟ هرچیزی که خدا می آفریند کامل است. اما بچه من نمی تونه چیزهایی رو بفهمه که بقیه بچه ها می تونند. بچه من نمی تونه چهره ها و چیزهایی رو که دیده مثل بقیه بچه ها بیاد بیاره.کمال خدا در مورد شایا کجاست ؟! افرادی که در جمع بودند شوکه و اندوهگین شدند ... پدر شایا ادامه داد: به اعتقاد من هنگامی که خدا بچه ای شبیه شایا را به دنیا می آورد، کمال اون بچه در روشی هست که دیگران با اون رفتار می کنند و سپس داستان زیر را درباره شایا گفت:

رسیدن به کمال


یک روز که شایا و پدرش در پارکی قدم می زدند تعدادی بچه را دید که بیسبال بازی می کردند. شایا پرسید : بابا به نظرت اونا منو بازی میدن...؟! پدر شایا می دونست که پسرش بازی بلد نیست و احتمالاً بچه ها اونو تو تیمشون نمی خوان، اما او فهمید که اگه پسرش برای بازی پذیرفته بشه، حس یکی بودن با اون بچه ها می کنه. پس به یکی
از بچه ها نزدیک شد و پرسید : آیا شایا می تونه بازی کنه؟! اون بچه به هم تیمی هاش نگاه کرد که نظر آنها رو بخواهد ولی جوابی نگرفت و خودش گفت: ما 6 امتیاز عقب هستیم و بازی در راند 9 است. فکر می کنم اون بتونه در تیم ما باشه و ما تلاش می کنیم اونو در راند 9 بازی بدیم...


درنهایت تعجب، چوب بیسبال رو به شایا دادند! همه می دونستند که این غیر ممکنه زیرا شایا حتی بلد نیست که چطوری چوب رو بگیره! اما همینکه شایا برای زدن ضربه رفت ، توپ گیر چند قدمی نزدیک شد تا توپ رو خیلی اروم بیاندازه که شایا حداقل بتونه ضربه ارومی بزنه...اولین توپ که پرتاب شد، شایا ناشیانه زد و از دست داد! یکی از هم تیمی های شایا نزدیک شد و دوتایی چوب رو گرفتند و روبروی پرتاب کن ایستادند. توپگیر دوباره چند قدمی جلو آمد و اروم توپ رو انداخت. شایا و هم تیمیش ضربه آرومی زدند و توپ نزدیک توپگیر

افتاد، توپگیر توپ رو برداشت و می تونست به اولین نفر تیمش بده و شایا باید بیرون می رفت و بازی تمام می شد...اما بجای اینکار، اون توپ رو جایی دور از نفر اول تیمش انداخت و همه داد زدند : شایا، برو به خط اول، برو به خط اول!!! تا به حال شایا به خط اول ندویده بود! شایا هیجان زده و با شوق خط عرضی رو با شتاب دوید. وقتی که شایا به خط اول رسید، بازیکنی که اونجا بود می تونست توپ رو جایی پرتاب کنه که امتیاز بگیره و شایا از زمین بره بیرون، ولی فهمید که چرا توپگیر توپ رو اونجا انداخته! توپ رو بلند اونور خط سوم پرت کرد و همه داد زدند :

http://www.40gis.net/uploads/posts/2008-08/thumbs/1220106859_40gis3.jpg

بدو به خط 2، بدو به خط 2 !!! شایا بسمت خط دوم دوید. دراین هنگام بقیه بچه ها در خط خانه هیجان زده و مشتاق حلقه زده بودند. همینکه شایا به خط دوم رسید، همه داد زدند : برو به 3 !!! وقتی به 3 رسید، افراد هر دو تیم دنبالش دویدند و فریاد زدند: شایا، برو به خط خانه...! شایا به خط خانه دوید و همه 18 بازیکن شایا رو مثل یک قهرمان رو دوششان گرفتنند مانند اینکه اون یک ضربه خیلی عالی زده و کل تیم برنده شده باشه...پدر شایا درحالیکه اشک در چشم هایش بود گفت:
اون 18 پسر به کمال رسیدند...


كلمات كليدی: بیسبال, داستان تاثیر گذار , ناتوان ذهنی
كساني كه از اين مطلب تشكر كرده اند:

  • ازدواج سه نفره!
  • رهايي از دامهايي كه خانمها مي گسترند
  • یادداشتی درباره ضربت خوردن و شهادت امام ...
  • آزار دهنده ترین کارهایی که خانم ها انجام ...
  • جوانترین مادر دنیا در روسیه + اطلاعات جال ...
  • دروس مدیریتی : قسمت چهارم
  • هفتمین کودک دختر 17 ساله
  •  ( امتيازها: 1)
    [send-link]ارسال مطلب به دوستان[/send-link] |  Print | Comments: 1

    #1 نویسنده: شیطونک (31/08/2008 - 04:00)
    vishenka_33
    ثبت شده: -- ICQ: -- [نقل قول]
    
    ارسال نظر
    ورود به سایت / Login
    Username
    Password
     

    موضوعات

     خبر (19)
     سرگرمی و اطلاع رسانی (92)
     ازدواج و خانواده (12)
     علمی (6)
     حوادث (6)
     عکس (67)
     طبیعت (14)
     خنده دار (32)
     عجیب - غریب (32)
     جالب (131)
     حیوانات (20)
     تبلیغات (48)
     المپیک چین (20)
     کلیپ (13)
     سینمای ایران و جهان (4)
     بازیگران (32)
     گوناگون (9)

    Site Search
    آمار سایت

    بهترين نويسندگان:
    1- (admin (436
    2- (aftab (124
    3- (KingMasoud (19
    4- (tooba (16
    5- (kasra290 (14
    6- (stive (12
    7- (arezo0o0 (4
    8- (tina (3
    9- (zede2khtar (1
    10- (pentesharioon (1

    آمار مطالب:
      يک ساعت پيش: 0
      امروز: 3
      اين ماه: 93
      کل: 634

    آمار کاربران:
      يک ساعت پيش: 0
      امروز: 7
      اين ماه: 179
      کل: 798
      بن شدگان: 0

    جديدترين عضو: golnaz48
    آرشیو مطالب
    فروردين 2009 (15)
    اسفند 2008 (82)
    بهمن 2008 (67)
    دي 2008 (115)
    آذر 2008 (124)
    آبان 2008 (98)
    statistic

    Random users
    Voting
    

    زیاد
    کم
    بی تفاوت


       

    Copyright www.40gis.net   /  info@40gis.net